بهره‌وری؛ تنها راهکار مؤثر برای نجات و توسعه در همه زمان ها

بهره وری تنها راهکار موثر نجات در همه زمان ها

در شرایطی که اقتصاد ایران با چالش‌های ساختاری و محدودیت‌های بیرونی دست‌وپنجه نرم می‌کند، بهره‌وری دیگر یک انتخاب سیاستی نیست، بلکه یک ضرورت بقا و توسعه است. اقتصاد ایران، هم اکنون یک اقتصاد در فشار است؛ اقتصادی که منابع فراوان دارد اما از تبدیل این منابع به رفاه پایدار ناتوان مانده است. این مقاله می‌کوشد نشان دهد چرا بهره‌وری، در این برهه حساس، تعیین‌کننده‌ترین متغیر برای آینده کشور است.

📉 وضعیت بهره‌وری در ایران: شکاف میان ظرفیت و عملکرد ایران از نظر منابع طبیعی در جایگاهی ممتاز قرار دارد؛ رتبه سوم جهان در منابع نفتی، رتبه دوم در گاز و رتبه پنجم در منابع معدنی و فلزی. اما این ثروت عظیم به تولید ناخالص داخلی متناسب با آن تبدیل نشده است، به‌طوری که ایران در رتبه‌بندی تولید ناخالص داخلی تنها در جایگاه سی‌وهفتم جهان ایستاده است. این شکاف آشکار، نشانه‌ای از ضعف بنیادین در بهره‌وری است.

آمارها عمق این مسئله را نشان می‌دهند. میانگین رشد سالانه بهره‌وری در ایران در افق بلندمدت پنجاه‌ساله تنها ۰.۲ درصد بوده است. به بیان دیگر، نیم قرن تلاش اقتصادی، تقریباً هیچ بهبودی در کارایی استفاده از منابع ایجاد نکرده است. در سطح نیروی کار نیز، بهره‌وری در سال ۱۴۰۳ به کمتر از پنجاه درصد میانگین جهانی رسیده است. این اعداد از یک اقتصاد ناکارآمد حکایت می‌کنند که در آن، تولید عمدتاً بر پایه مصرف بیشتر منابع شکل می‌گیرد، نه بر پایه هوشمندی و کارایی.

چرا بهره‌وری پایین، امروز به یک بحران تبدیل شده است؟

بهره‌وری پایین در گذشته شاید با تزریق منابع حاصل از فروش نفت قابل پنهان‌کاری بود، اما در شرایط کنونی این امکان وجود ندارد. محدودیت‌های بین‌المللی، نوسانات ارزی و تورم بالا، فضای مانور اقتصاد را به شدت تنگ کرده است. در چنین وضعیتی، ضعف بهره‌وری مستقیماً به کاهش توان رقابت‌پذیری، تعطیلی بنگاه‌ها و افزایش بیکاری ترجمه می‌شود.
بهره‌وری پایین همچنین به شکل هدررفت مستقیم منابع ملی بروز می‌کند. سالانه ۱۸ میلیارد مترمکعب فلرسوزی در صنایع نفت رخ می‌دهد، ضریب بازیافت نفت ایران ۲۳ درصد در مقابل میانگین جهانی ۴۰ درصد است و شدت مصرف انرژی در کشور ۳.۵ برابر میانگین جهانی است. این ارقام نشان می‌دهند که هر ساله حجم عظیمی از ثروت ملی، نه به تولید و رفاه، بلکه به هدر می‌رود. تلفات ۳۰ درصدی محصولات کشاورزی نیز نمونه دیگری از این اتلاف گسترده است.

ضرورت راهبردی بهره‌وری: فراتر از یک هدف اقتصادی

۱. بهره‌وری، پیش‌شرط تحقق رشد هدف‌گذاری‌شده: برنامه هفتم توسعه، رشد اقتصادی ۸ درصدی را هدف‌گذاری کرده و پیش‌بینی شده که ۳۵ درصد از این رشد، یعنی حدود ۲.۸ درصد، از محل ارتقای بهره‌وری تأمین شود. بدون جهش در بهره‌وری، این هدف صرفاً یک آرزو باقی خواهد ماند. تجربه سال‌های اخیر نیز نشان داده که هرگاه رشد اقتصادی محدودی رخ داده، سهم بهره‌وری در آن قابل توجه بوده است؛ در سال ۱۴۰۳، ۶۷ درصد از رشد ۳.۱ درصدی اقتصاد از محل بهره‌وری تأمین شده است. این ظرفیت، اگرچه امیدوارکننده است، اما ناپایدار و ناکافی است.
۲. بهره‌وری، سپر اقتصاد مقاومتی در برابر فشارها: در شرایط تحریم و محدودیت روابط بین‌المللی، افزایش بهره‌وری به مهم‌ترین ابزار برای کاهش آسیب‌پذیری اقتصادی تبدیل می‌شود. اقتصاد مقاومتی بدون بهره‌وری، به معنای تولید بیشتر با همان میزان اتلاف و ناکارایی است که در نهایت به فرسایش منابع و تشدید مشکلات منجر می‌شود. بهره‌وری، از طریق افزایش ارزش افزوده و کاهش هزینه‌های تولید، توان داخلی را تقویت کرده و وابستگی به عوامل بیرونی را کاهش می‌دهد.
۳. بهره‌وری و مسئله اشتغال: در نگاه اول، ممکن است افزایش بهره‌وری به دلیل صرفه‌جویی در نیروی کار، تهدیدی برای اشتغال به نظر برسد. اما تجربه کشورهای توسعه‌یافته نشان می‌دهد که بهره‌وری پایین، به معنای تولید گران و غیررقابتی است که در نهایت به کاهش تقاضا، تعطیلی بنگاه‌ها و از دست رفتن مشاغل می‌انجامد. در مقابل، افزایش بهره‌وری با کاهش قیمت تمام‌شده، توان رقابت بنگاه‌ها را بالا برده و زمینه‌ساز رشد پایدار و ایجاد مشاغل باکیفیت‌تر می‌شود. امروز بخش خدمات در ایران ۵۳.۷ درصد اشتغال را به خود اختصاص داده، اما تنها ۴۰.۳ درصد از تولید ناخالص داخلی را تولید می‌کند؛ این عدم‌توازن، نشانه‌ای از بهره‌وری پایین در این بخش است.
۴. بهره‌وری و سرمایه اجتماعی: بهره‌وری صرفاً یک مقوله فنی و مدیریتی نیست؛ ریشه در سرمایه اجتماعی دارد. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که سرمایه اجتماعی، توان پیش‌بینی بهره‌وری کارکنان را دارد و افزایش آن، به بهبود عملکرد سازمانی منجر می‌شود. در واقع، بدون اعتماد، همکاری و انگیزه در سطح جامعه و سازمان‌ها، هیچ ابزار فنی یا مدیریتی نمی‌تواند بهره‌وری را به‌طور پایدار ارتقا دهد. به همین دلیل، سیاست‌های بهره‌وری باید همزمان با تقویت سرمایه اجتماعی و بهبود رابطه دولت و ملت پیش بروند.
🔑 نتیجه: بهره‌وری، تنها راه باقی‌مانده اقتصاد ایران امروز در نقطه‌ای ایستاده که ادامه مسیر گذشته نه ممکن است و نه مطلوب. منابع محدودتر شده‌اند، فشارهای بیرونی افزایش یافته و انتظارات جامعه برای رفاه و عدالت بالاتر رفته است. در این شرایط، بهره‌وری تنها راهی است که همزمان می‌تواند رشد اقتصادی را ممکن کند، اتلاف منابع را کاهش دهد، توان رقابت را بالا ببرد و زمینه‌ساز اشتغال پایدار شود. تحقق این هدف نیازمند تصمیمات جسورانه، اصلاحات ساختاری در نظام‌های آموزشی، مالی و مدیریتی، و مهم‌تر از همه، باور به این واقعیت است که آینده اقتصاد ایران نه با فروش بیشتر منابع، بلکه با هوشمندتر کردن استفاده از آنها ساخته می‌شود.
تهیه کننده : دکتر ابراهیم رضوانی
administrator

نظر دهید